1. ماضی ساده (مطلق) 2. ماضی نقلی 3. ماضی بعید 4. ماضی استمراری 5. ماضی التزامی 6. ماضی ملموس (ناتمام)

 ماضی ساده: یعنی بیان وقوع فعل در زمان گذشته به طور مطلق بدون هیچ محدویتی از جهت دوری و نزدیکی زمان یا تکرار و ملازمت آن به مفهوم هایی چون تردید و آرزو.

 *روش ساخت ماضی ساده  در زبان فارسی: بن ماضی + شناسه:

گفتم – گفتی – گفت – گفتیم – گفتید - گفتند.

*روش ساخت ماضی ساده در زبان عربی: صیغۀ اول(از مصدر گرفته می­شود؛ به حرف اول و آخِر فتحه داده می­شود و حرف وسط بسته به سماع است) بقيّۀ افعال صيغۀ اول + ضمایر متصل فاعلی:

خَرَجَ – خَرَجْتُم – خَرَجْنا.

*ماضی ساده منفی

1. ((ما)) نفی + ماضی ساده مثبت: ما ذَهَبَ: نرفت.

2. ((لم)) جازمه نافيه قلبيّه + فعل مضارع: لم یَذَهَبْ: نرفت.

ماضی نقلی: فعلی است که در زمان گذشته آغاز شده اما اثرش تا زمان حال باقی است.

*روش ساخت ماضی نقلی در زبان فارسی:

 صفت مفعولی + شناسه: رفته ام – رفته ای – رفته است – رفته ایم – رفته اید – رفته اند.

 *روش ساخت ماضی نقلی در زبان عربی:

((قد)) + ماضی ساده: قد ذهبتُ: رفته ام – قد ذَهَبتَ: رفته ای – قد ذَهَبَ: رفته است.

نکته: لازم  به ذکر است که حرف «قد» پیش از فعل ماضی همیشه معادل ماضی نقلی فارسی نیست  گاه نشانۀ تاکید فعل و در مواردی نیز ((قد)) بر معنای خاصی دلالت نمی­کند: قَد ذَهَبَ: (حتماً، قطعاً رفت).

ماضی نقلی منفی

1. ((لمّا)) جازمه + فعل مضارع: لمّا یَذْهَبْ: نرفته است (هنوز نرفته است).

2. ((لم)) جازمه + فعل مضارع: لم یَذهَبْ: (نرفته است). 

3.(( لم)) جازمه + فعل مضارع + بَعدُ: لم یَذهَبْ بعدُ: (هنوز نرفته است).

 توضیح: ماضی نقلی منفی در عربی معمولاً  با آوردن ((لمّا))ی جازمه بر سر فعل مضارع بنا  می­شود که ترجمه آن در فارسی همراه با کلمۀ ((هنوز)) می­آید.

 

نکته۱: ((لمّا یَکتب الدرس)): هنوز درس را ننوشته است. گاهی نیز ماضی نقلی در عربی با آوردن ((لم)) بر سر فعل مضارع بنا می­شود. یعنی ((لم جازمه + مضارع)) دو ترجمه دارد: یکی بصورت ماضی نقلی منفی و دیگری به صورت ماضی ساده منفی ((لم یَکتُب الدرس)) درس را ننوشته است – درس را ننوشت.

نکته2: حرف ((لمّا)) بر سر فعل مضارع به صورت ((هنوز نه)) ترجمه می­شود.

نکته3: حرف لم معنی((نه)) می­دهد.

نکته4: هر گاه لمّا بر سر فعل ماضی بیاید معنی ((هنگامی­که، زمانی­که، موقعی که)) می­دهد که در این صورت اسم زمان است و حرف جزم فعل مضارع نیست – اما اگر «لمّا» بر سر فعل مضارع بیاید، حرف جزم فعل مضارع است.

ماضی بعید (دور): بیانگر فعلی است که در گذشته دور اتفاق افتاده است.

*روش ساخت ماضی بعید در زبان فارسی: صفت مفعولی + ماضی ساده (بودن) + شناسه: نوشته بودم – نوشته بودی – نوشته بود - نوشته بودیم – نوشته بودید – نوشته بودند.

*روش ساخت ماضی بعید در زبان عربی: کان + قد + فعل ماضی هم صیغه:

  کنتُ قد ذهَبتُ: رفته بودم - کنتَ قد ذهَبتَ: رفته بودی - کان قد ذهَبَ: رفته بود.

نکته1: در ماضی بعید آوردن ((قد)) الزامی نیست: کان ذَهَبَ: رفته بود.

نکته2: برای منفی کردن ماضی بعید از 2 روش بهره می­جوییم:

1. ((ما)) + کان+ فعل ماضی هم صیغه: ما کان قد ذَهَبَ: نرفته بود.

2. ((لم)) جازمه + مضارع + کان + قد + فعل ماضی هم صیغه: لم یکن قد ذَهَبَ: نرفته بود.

 ماضی استمراری: بیانگر  فعلی است که در گذشته به تکرار و استمرار صورت گرفته باشد.

*روش  ساخت ماضی استمراری در زبان فارسی:  می(همی) + ماضی ساده: می­رفتم – می­رفتی – می­رفت – می­رفتیم – می­رفتید – می­رفتند.

*روش ساخت ماضی استمراری در زبان عربی: فعل کمکی کان + فعل مضارع هم صیغه: کنت ُ أذهَبُ: می­رفتم

- کُنتَ تذهَبُ: می­رفتی.

نکته: ماضی استمراری را چگونه منفی کنیم؟

1. ((ما)) + ماضی کان + فعل مضارع هم صیغه: ما کنتُ اَذهَبُ: نمی­رفتم.

2. کان + ((لا)) + فعل مضارع: کنت ُ لا أذهَبُ:  نمی­رفتم.

3. ((لم)) جازمه + فعل مضارع هم صیغه:  لم أکُن أذهَبُ: نمی­رفتم.

ماضی التزامی: برای بیان وقوع فعل در زمان گذشته با شک و تردید و آرزو و دریغ ... بکار می­رود.

*روش ساخت ماضی التزامی در زبان فارسی: صفت مفعولی + مضارع ساده (باشیدن)+ شناسه: خورده باشم، خورده باشی – خورده باشد .... .

*روش ساخت ماضی التزامی در زبان عربی:

1. إِنْ، لَیْتَ، لَعلَّ، اَردتُ اَن، مِن الممکن اَن ... + مضارع کان + ((قد)) + قعل ماضی هم صیغه: إنْ تکونوا قد ذهبتم: اگر رفته باشید.

لعلَّه یکونُ قد اِشْتَری: شاید خریده باشد. ليتهم يکونونَ قد علموا: شاید دانسته باشند. أردتُ أن أکونَ قد طَرَقْتُ البابَ: خواستم در را زده باشم. من الممکن أن تکونَ قد انتشرت: ممکن است منتشر شده باشد.

2. لَعَلَّ قد + فعل ماضی: لعَلَّ قد کتبتُم: شاید نوشته باشید.

ماضی ملموس (ناتمام): فعلی است که دلالت بر انجام کاری دارد که مقارن با آن کاری دیگری نیز اتفاق می­افتد.

*روش ساخت فعل ماضی ملموس در زبان فارسی: ماضی ساده ((داشتن)) + ماضی استمراری: داشتم می­­رفتم - داشتی می­رفتی - داشت می­رفت و ... .

*روش ساخت ماضی ملموس در زبان عربی: ((بینما)) یا ((فیما)) بر سر فعل ماضی استمراری: بینما کنتُ أذهبُ / فیما کنتُ أذهبُ: در حالیکه داشتم می­رفتم.

اقسام فعل مضارع در عربی و معادلهای آن در فارسی

1. مضارع مرفوع: داشتن یکی از حروف مضارع (أ- ت- ی- ن) در اول فعل و مرفوع بودن آخر فعل یعنی ضمه ُ داشتن یا نون (نِ-نَ) داشتن در آخر فعل، فعل مضارع مرفوع را تشکیل می­دهد؛ که در زبان فارسی به صورت مضارع اخباری ترجمه می­شود.

مضارع مرفوع در عربی: مضارع اخباری در فارسی: أذهبُ: می­روم - یَذهبونَ: می­روند.

*مضارع  اخباری: فعلی است که وقوع آن در زمان حال قطعی است.

* روش ساخت مضارع اخباری در زبان فارسی: می + بن مضارع + شناسه : می­نویسم – می­نویسی – می­نویسد – می­نویسیم – می­نویسید – می­نویسند.

 

 

* مضارع مرفوع را چگونه منفی کنیم؟

مضارع مرفوع را بواسطه ((لا)) نافیه و گاهی بواسطه ((ما))ی نافیه منفی می­کنیم که به آن مضارع  منفی می­گوییم و معادل مضارع اخباری منفی در فارسی ترجمه می­کنیم.

*مضارع منفی: مضارع اخباری منفی: لا یَذهَبُ: نمی­رود - ما یذهبُ: نمی­رود.

توجه: ((لا))ی نافیه مخصوص منفی کردن  فعل مضارع و ((ما))ی نافیه مخصوص منفی کردن فعل ماضی است اما گاهی ((ما))ی نافیه بر سر فعل مضارع می­آید و آن را منفی می­کند.

2. مضارع مستقْبل یا آینده: بر انجام عملی در آینده دلالت دارد.

*روش ساخت مضارع مُستقبل در زبان فارسی: فعل کمکی خواه + شناسه + فعل ماضی مورد نظر: خواهم رفت - خواهی رفت – خواهد رفت – خواهیم رفت – خواهید رفت – خواهند رفت.

*روش ساخت مضارع مستقبل مثبت در زبان عربی: سین یا سوفَ + فعل مضارع مرفوع: سَیذهَبُ: خواهد رفت (بزودی خواهد رفت) سوفَ یَذهَبُ: خواهد رفت (بزودی خواهد رفت ) – سوف ینجحُ علیٌّ فی الامتحان: علی در امتحان قبول خواهد شد.

نکته: سوف برای آینده دور به کار می رود اما ((سَ)) برای آینده نزدیک به کار می­رود. لذا در ترجمه سَوفَ از لفظ ((بزودی)) استفاده نمی­کنیم.

نکته: جواب شرط به صورت مضارع اخباری یا مضارع  مُستقبل ترجمه می­شود: اِن تنصروا اللهَ ینصرْکم: اگر خدا را یاری کنید او شما را یاری خواهد کرد (یاری می­کند).

نکته: استفاده از قیودی چون ((غداً – الأسبوع المُقبل، العام المُقبل و ...) همراه فعل مضارع  به جمله معنای مُستقبل می­بخشد: یذهبُ علیٌّ غداً: علی فردا خواهد رفت.

*روش ساخت مضارع مستقبل منفی در زبان عربی: ((لن)) ناصبه + فعل مضارع: لَن یذهَبَ: هرگز نخواهد رفت.

*لن یدخلوا فی الجنّة: ((هرگز)) به بهشت داخل نخواهند شد.

لن تنجحوا فی الإمتحان: ((هرگز)) در امتحان موفق نخواهید شد.

 توجه: معنی لَنْ ((هرگز نه)) می­باشد .

3- مضارع التزامی: بر وقوع فعلی همراه با شک و تردید و تمنا و لزوم ........ دلالت می­کند اما وقوع آن مانند مضارع اخباری حتمی نیست.

 

 

موارد مضارع التزامی (مثبت)

1. حروف ناصبه (اَنْ- لَنْ - کَی- حتَّی (طبق نظر کوفیین) - إِذَنْ) + مضارع به صورت مضارع التزامی مثبت ترجمه می­شود: اَن تذهَبَ: تا اینکه بروی.

2. قد + مضارع مرفوع = قد أذهبُ : شاید بروم            قد تَذهَبُ : شاید بروی.

3. لام امر ((لـِ)) + مضارع      غائب و متکلم:    لِیَذهبْ = باید برود      لأذهَبْ = باید بروم.

4. فعل شرط معادل مضارع التزامی ترجمه می شود ( اگر چه ماضی باشد ).

 اِنْ تَدرسْ تنجَح ْ :  اگر درس بخوانی  قبول می شوی.

5. فعل مضارع در جواب طلب معادل مضارع التزامی مثبت ترجمه می شود : لا تتکاسَلْ تَفزْ : تنبلی مکن تا رستگار بشوی.

نکته1: حرف ناصبه (( لَن)) همراه فعل مضارع، معنای فعل مضارع را به مُستقبل منفی  تبدیل می­کند بر عکس دیگر حروف ناصبه که معنی مثبت دارند - لنَ یتکاسَلَ: هرگز تنبلی نخواهد کرد.

نکته2: در ترجمه لام امر ((لـِ)) همراه با شش صیغه غائب و دو صیغه متکلم از لفظ ((باید)) استفاده می­شود. مانند: لِیَکَتُبْ: باید بنویسد.

مضارع التزامی منفی: ترکیب ((لا))ی ناهیه با شش صیغه مضارع غائب و دو صیغه متکلِّم در ترجمه معادل مضارع التزامی منفی خواهد بود: لا یَکذبْ: دروغ نگوید (نباید دروغ بگوید).

مضارع مستمر (ملموس): تداوم عملی را در زمان حال بیان می کند .

روش ساخت مضارع  مستمر  در زبان فارسی: (فعل دارم + مضارع اخباری)  دارم می­روم – داری می­روی – دارد می­رود.

روش ساخت مضارع مستمر(ملموس) در زبان عربی:

1. لـَ + فعل مضارع: لَأذهبُ: دارم می­روم – لَیستَمعونَ: دارند گوش می­دهند.

2. فعل مضارع ((کان)) قبل از مضارع مرفوع: یکونُ محمدٌ یَکتبُ: محمد دارد می­نویسد.

                 أکونُ أذهبُ: دارم می­روم - تکونُ تذهبُ: داری می­روی.  

امر منفی: ترکیب ((لای))ی ناهیه همراه با شش صیغه مضارع مخاطب در ترجمه فارسی معادل امر منفی خواهد بود: لا تکذِبْ: دروغ نگو - لا تقربا هذه الشجرة: به این درخت نزدیک نشوید.

عن السید امیرحسین الموسوي بتَصَرُّفٍ