• تعریف تسلسل: و آن وجود علل و معلولات در یک سلسلۀ غیرِ متناهیه است.
• حکم آن: باطل است.
• وجوه و براهین این حکم
۱. برهان إمکان و وجوب
تقریر: حصول هر یک از این سلسله بدون علت واجب ممتنع است؛ چه ممکن واجبٌ لذاته نیست، و آن چیزی که واجبٌ لذاته نباشد حظّ وجودی ندارد، و آن چیزی که اینچنین است وجودبخش نیز نمی باشد؛ پس وقتی که تمامی ممکنات اینطور هستند وجود واجبٍ لذاته لا بُدّ منه است، در نتیجه واجب الوجود ثابت می شود و سلسله منقطع می شود.
۲. برهان تطبیق (تطبیق جمله ای از این سلسله که به تعداد محدود از آن جدا و کم شده است بر جمله ای دیگر که اینطور نیست)
تقریر: اگر علل و معلولاتی بصورت غیر متناهي تسلسل یابند فرض کردن دو جمله برای ما ممکن است، بدین بیان که یک جمله را از معلول أخیر تا ما لا یتناهَی (: جمله قبل از فصل برخی از حلقه ها) و جمله دیگر را از پنج مرتبه قبل از معلول أخیر مثلا تا ما لا یتناهَی (: جمله بعد از فصل برخی از حلقه ها) فرض کنیم.
و ما بایستی این جمله ناقصه را بر آن جمله زائده تطبیق کنیم به این نحو که مرتبه اول از جمله ناقصه به إزای مرتبه اول از جمله زائده قرار داده شود، پس اگر منطبق شد تساوي ناقص و زائد بلکه تساوي جزء و کل لازم می آید -و این محال است- و اگر که منطبق نشد تناهي جمله ناقصه و زائده لازم می آید؛ چه سلسله ای (یعنی سلسله زائده) که تنها به مقدار متناهي از سلسله ناقصه إضافه دارد علاوه بر تناهي خودش مستلزم تناهي سلسله ناقصه نیز می باشد، چه زاید بر متناهي به مقدار متناهي نامتناهي نیست، درحالیکه عدم تناهي سلسله مفروض بوده است، و این خُلف است.
۳. سایر وجوه در آتیه می آید.