بر بال قلم، ج۲
دوشنبه ۱۳۹۹/۰۶/۳۱
زبان یک وسیلهای برای ایجاد ارتباط و وسیلهای برای برقراری ارتباطات است.
زبان وسیلهی برقراری ارتباط (یعنی تفهیم و تفاهم) میان انسانهاست.
وظایف زبان
۱. ایجاد ارتباط: انتقال اطلاعات و تجربیات میان افراد و جوامع که تنها به وسیلهی زبان میسر میشود.
۲. تکیهگاه اندیشه: بشر در قالب زبان میاندیشد و خود اندیشیدن نوعی سخن (نجوای با خود) است.
گونههای زبان
الف) نوع گفتاری
۱. عامیانه ۲. مودبانه ۳. معیار
ب) نوع نوشتاری
۱. اداری:
الف) امری و دستوری (عالی به دانی)
ب) التماس (دانی به عالی)
۲. تحقیقی (سوال و جواب)
۳. خبری (برای خبر رساندن)
واحدهای زبانی (از کوچک به بزرگ)
۱. واج: در زبانشناسی کوچکترین جزء مشخص کلام است و جایگزینی آن با واجی دیگر تفاوت معنایی ایجاد میکند. واجها کوچکترین واحدهایِ آوایی مستقلی هستند که به کمک آنها تکواژها ساخته میشوند (یک یا چند تکواژ تشکیلِ یک واژه میدهند). مثلاً واژهٔ «ما» از دو واجِ /م/ (/m/) و /ا/ (/ɒ/) تشکیل شده است.
* صوت دارد اما معنا ندارد.
باید توجه شود که واج با حرف متفاوت است. حرف صورت مکتوب واج است و واج صورت ملفوظ حرف. علاوه بر این رابطهٔ این دو لزوماً یکبهیک نیست. ممکن است بعضی واجها صورت مکتوب نداشته باشند. مثلاً برای مصوتهای کوتاه در خط فارسی حرف جداگانهای وجود ندارد، اگرچه میتوان واجهای ـَـِـُ را در خط به کمک نشانههایی مشخص کرد.
* ۲۳ واج صامت (همخوان) و ۶ واج مصوِّت (واکه) در فارسی ایرانی و تاجیکی وجود دارد.
در تعریف کلی، در زبان فارسی ۲۹ واج وجود دارد که به دو دستهٔ واکه (یا همان مصوت) (۶ واج) و همخوان (یا همان صامت) (۲۳ واج) تقسیم میشوند.
خود این حرف ها هم به دو بخش تقسیم بندی می شوند :
صدادار و بی صدا
حالا به حرف های بی صدا « صامت » گفته می شه که در زبان فارسی ما 23 حرف بی صدا به صورت زیر داریم :
ء(=ع) ، ب ، پ ، ت (=ط) ، ج ، چ ، خ ، د ، ر ، ز (=ذ ، ظ ، ض )، ژ، غ، س ( =ث ، ص ) ، ش ، غ (=ق ) ، ف ، ک ، گ ، ل ، م ، ن ، و (در آغاز کلمه ی وجد) ، ه (= ح ) ، ی( در آغاز کلمه ی یاد ).
و به حرف های صدادار نیز «مصوت» گفته می شه ؛
در زبان فارسی دارای سه حرف صدادار کوتاه و سه حرف صدادار بلند هستیم.
حرف های صدادار کوتاه عبارتند از : َ ، ِ ، ُ .
در واقع همون حرکاتی هستند که در خط فارسی به صورت اِعراب، در بالا یا زیر حرف قرار می گیرند.
حرف های صدادار بلند نیز عبارتند از : و ، ا ، ی
به طورمثال در آخر واژه های "کو"، "پا"، "سی" حرف های صدا دار بلند وجود دارد.
فقط دقت کنید" و"، "ا"، "ی" زمانی حرف صدادار بلند بشمار می آید که به صورت "او" و " آ " و "ای" خوانده شوند و دومین حرف هجا باشند، مثل: "کار"، "سو" و "دید" .
اما حرف "و" در کلمه ی "وام" و "قول" و حرف "ی" در کلمات "یاد" و "سیل" بی صدا هستند.
راه دستیابی صامت و مصوت بودن واجها
۱. دستگاه گفتاری (تارهای صوتی و لبها و دهان)
۲. تار و آوا
* بازدم وقتی با مانع برخورد نکند به آن زنگ "واک" میگویند.
صوت حاصل از آن را "واکدار" میگویند.
به آن واج که اینچنین است، واکه گویند.
۲. تکواژ: کوچکترین یکای (واحد) زبان که دارای نقش دستوری و معنایی مستقل میباشد تکواژ یا علامت نام دارد.
استاد: از یک یا چند واج تشکیل میشود. صوت دارد و معنا دارد.
ما کتاب خریدیم
ما - کتاب - خر - ید - یم
۵ تکواژ.
* خر، بن مضارع است. خرید، فعل ماضی است. یم، شناسه است و ممیِّز فعل است.
نشانهشناسی در دستیابی به تکواژ این است که ما میتوانیم به جای تکواژ در کلام تکواژ دیگری قرار دهیم و معنا بدهد. ( من کتاب خریدم)
* ک تاب معنا ندارد فلذا کتاب یک تکواژ است.
تکواژ
۱. قاموسی: کاربرد و معنای مستقلی دارد؛ ما - خر - یم
۲. دستوری: کاربردو معنای مستقلی ندارد؛ ید - یم در "خریدیم"
الف) اشتقاقی: واژهی دیگری با معنای دیگری میسازند؛ زار (گلزار)، ک (شهرک)، چه (باغچه)، الف (کوشا)، بان (باغبان)، ان (خندان)، نده (راننده)، ه (روزه)، مند (ثروتمند)
ب) صرفی: واژهای با معنای جدید نمیسازد بلکه قالب معنایی کلمهی قبلی درش حفظ میشود؛ ان (گیاهان)، ها (انسانها)، تر (خوبتر)، ترین (خوبترین)
* تکواژ
الف) معنادار: کاربرد مستقل دارد.
۱. در ریشهی فعل کاربرد دارند:
بن ماضی: رفت، بن مضارع: رو
۲. در ریشه فعل کاربرد ندارند: مانند کتاب، سنگ، خانه و غیره. (اسماء)
ب) معنا ساز: کاربرد مستقل ندارد. (دستوری)
- تمام وندها (پیشوند، میانوند، پسوند)
۱. خوشمزه(خوش) ۲. سراسر (ا) ۳. سیلآسا (آسا)
- نقشنمای مفعول یعنی کلمهی "را".
حروف ربط: از، در، برای، و، که، یاء نسبت و ... .
