بر بال قلم، ج۲

دوشنبه ۱۳۹۹/۰۶/۳۱

زبان یک وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط و وسیله‌ای برای برقراری ارتباطات است.

زبان وسیله‌ی برقراری ارتباط (یعنی تفهیم و تفاهم) میان انسان‌هاست.

وظایف زبان

۱. ایجاد ارتباط: انتقال اطلاعات و تجربیات میان افراد و جوامع که تنها به وسیله‌ی زبان میسر می‌شود.

۲. تکیه‌گاه اندیشه: بشر در قالب زبان می‌اندیشد و خود اندیشیدن نوعی سخن (نجوای با خود) است.

گونه‌های زبان

الف) نوع گفتاری

۱. عامیانه ۲. مودبانه ۳. معیار

ب) نوع نوشتاری

۱. اداری:

الف) امری و دستوری (عالی به دانی)

ب) التماس (دانی به عالی)

۲. تحقیقی (سوال و جواب)

۳. خبری (برای خبر رساندن)

واحدهای زبانی (از کوچک به بزرگ)

۱. واج: در زبان‌شناسی کوچک‌ترین جزء مشخص کلام است و جایگزینی آن با واجی دیگر تفاوت معنایی ایجاد می‌کند. واج‌ها کوچک‌ترین واحدهایِ آوایی مستقلی هستند که به کمک آن‌ها تکواژها ساخته می‌شوند (یک یا چند تکواژ تشکیلِ یک واژه می‌دهند). مثلاً واژهٔ «ما» از دو واجِ /م/ (/m/) و /ا/ (/ɒ/) تشکیل شده‌ است.

* صوت دارد اما معنا ندارد.

باید توجه شود که واج با حرف متفاوت است. حرف صورت مکتوب واج است و واج صورت ملفوظ حرف. علاوه بر این رابطهٔ این دو لزوماً یک‌به‌یک نیست. ممکن است بعضی واجها صورت مکتوب نداشته باشند. مثلاً برای مصوت‌های کوتاه در خط فارسی حرف جداگانه‌ای وجود ندارد، اگرچه می‌توان واج‌های ـَـِـُ را در خط به کمک نشانه‌هایی مشخص کرد.

* ۲۳ واج صامت (همخوان) و ۶ واج مصوِّت (واکه) در فارسی  ایرانی و تاجیکی وجود دارد.

در تعریف کلی، در زبان فارسی ۲۹ واج وجود دارد که به دو دستهٔ واکه‌ (یا همان مصوت) (۶ واج) و همخوان (یا همان صامت) (۲۳ واج) تقسیم می‌شوند.

خود این حرف ها هم به دو بخش تقسیم بندی می شوند :

صدادار   و     بی صدا

حالا به حرف های بی صدا « صامت » گفته می شه که در زبان فارسی ما 23 حرف بی صدا به صورت زیر داریم  :

ء(=ع) ، ب ، پ ، ت (=ط) ، ج ، چ ، خ ، د ، ر ، ز (=ذ ، ظ ، ض )، ژ، غ،  س ( =ث ، ص ) ، ش ، غ (=ق ) ، ف ، ک ، گ ، ل ، م ، ن ، و (در آغاز کلمه ی وجد) ، ه (= ح ) ، ی( در آغاز کلمه ی یاد ).

و   به حرف های صدادار نیز «مصوت» گفته می شه ؛  

در زبان فارسی دارای سه حرف صدادار کوتاه و سه حرف صدادار بلند هستیم.

حرف های صدادار کوتاه عبارتند از :     َ  ،  ِ  ،  ُ  .

در واقع  همون حرکاتی هستند که در خط فارسی به صورت اِعراب، در بالا یا زیر حرف قرار می گیرند.

حرف های صدادار بلند نیز عبارتند از : و  ،  ا   ،   ی

به طورمثال در آخر واژه های "کو"، "پا"، "سی"  حرف های صدا دار بلند وجود دارد.

فقط دقت کنید" و"، "ا"، "ی"  زمانی حرف صدادار بلند بشمار می آید که به صورت "او" و " آ " و "ای" خوانده شوند و دومین حرف هجا باشند، مثل: "کار"، "سو" و "دید" .

اما حرف "و" در کلمه ی "وام" و "قول" و حرف "ی" در کلمات "یاد" و "سیل" بی صدا هستند.

راه دستیابی صامت و مصوت بودن واج‌ها

۱. دستگاه گفتاری (تارهای صوتی و لب‌ها و دهان)

۲. تار و آوا

* بازدم وقتی با مانع برخورد نکند به آن زنگ "واک" می‌گویند.

صوت حاصل از آن را "واکدار" می‌گویند.

به آن واج که اینچنین است، واکه گویند.

۲. تکواژ: کوچک‌ترین یکای (واحد) زبان که دارای نقش دستوری و معنایی مستقل می‌باشد تکواژ یا علامت نام دارد.

استاد: از یک یا چند واج تشکیل می‌شود. صوت دارد و معنا دارد.

ما کتاب خریدیم

ما - کتاب - خر - ید - یم

۵ تکواژ.

* خر، بن مضارع است. خرید، فعل ماضی است. یم، شناسه است و ممیِّز فعل است.

نشانه‌شناسی در دستیابی به تکواژ این است که ما می‌توانیم به جای تکواژ در کلام تکواژ دیگری قرار دهیم و معنا بدهد. ( من کتاب خریدم)

* ک تاب معنا ندارد فلذا کتاب یک تکواژ است.

تکواژ

۱. قاموسی: کاربرد و معنای مستقلی دارد؛ ما - خر - یم

۲. دستوری: کاربردو معنای مستقلی ندارد؛ ید - یم در "خریدیم"

الف) اشتقاقی: واژه‌ی دیگری با معنای دیگری می‌سازند؛ زار (گلزار)، ک (شهرک)، چه (باغچه)، الف (کوشا)، بان (باغبان)، ان (خندان)، نده (راننده)، ه (روزه)، مند (ثروتمند)

ب) صرفی: واژه‌ای با معنای جدید نمی‌سازد بلکه قالب معنایی کلمه‌ی قبلی درش حفظ می‌شود؛ ان (گیاهان)، ها (انسان‌ها)، تر (خوبتر)، ترین (خوبترین)

* تکواژ 
الف) معنادار: کاربرد مستقل دارد.
۱. در ریشه‌ی فعل کاربرد دارند:
بن ماضی: رفت، بن مضارع: رو
۲. در ریشه فعل کاربرد ندارند: مانند کتاب، سنگ، خانه و غیره. (اسماء)
ب) معنا ساز: کاربرد مستقل ندارد. (دستوری)
- تمام وندها (پیشوند، میانوند، پسوند)
۱. خوشمزه(خوش) ۲. سراسر (ا) ۳. سیل‌آسا (آسا)
- نقش‌نمای مفعول یعنی کلمه‌ی "را".
حروف ربط: از، در، برای، و، که، یاء نسبت و ... .

بر بال قلم، ج۱

دوشنبه ۱۳۹۹/۰۶/۲۴

کلمه 

۲ دیدگاه

الف) داخل (در طول)/ در طول زنجیره‌ی نوشتاری یا در داخل جمله

یعنی هر کلمه یکی از اجزای جمله به شمار می‌آید و در جمله وظیفه‌ی خاصی را بر عهده دارد که اصطلاحاً به آن نقش یا حالت یا ترکیب و در عربی بدان نحو می‌گوییم.

یک کلمه در جمله های مختلف نقش‌های مختلفی دارد ولی در یک جمله یک نقش و فقط دارد.

مثال:

با انسان با مدارا رفتار کنید.

"با انسان" متَمِّم می‌باشد.

* (برای) و (از) حرف اضافه به‌تنهایی معنا ندارد بلکه کمک حال متمم است و معنا می‌شود.

خداوند انسان را آفرید.

خداوند: نهاد. انسان: مفعول به. آفرید: فعل

انسان اشرف مخلوقات است.

انسان: مسند الیه. اشرف مخلوقات: مسند. است: فعل اسنادی.

* افعال اسنادی: است. گشت. گردید. بود. شد.

انسان کارهای شگفت انجام می‌دهد.

انسان: نهاد انجام می‌دهد: فعل مرکب (سوم شخص غایب).

ب) در خارج جمله

یعنی هر کلمه در خارج از جمله دارای هویتی است که می‌تواند مستقیماً بررسی شود، از این رو بررسی مستقیم یا جزئی هر کلمه‌ای را نوع یا تجزیه و در عربی بدان "صرف" می‌گوییم.

مثلا

انسان: اسم (نوع کلمه)- عام، مفرد، ساده (ویژگی‌های کلمه)

* ساده در مقابل مشتق و مرکب، می‌باشد.

کلمه در زبان فارسی به هفت نوع (در عربی تجزیه) تقسیم می‌شود:

۱. فعل ۲. ضمیر ۳. حرف ۴. اسم ۵. قید ۶. شبه جمله ۷. صفت (صفت صرفی در عربی)

کلمه (اسم) ۵ نقش دارد.

۱. فاعل (نهاد یا مسند الیه)

۲. متمم

۳. مفعول

۴. منادی

۵. قید

کلمه (فعل)

کلمه‌ای است که بر انجام دادن کاری یا پذیرفتن حالتی یا واقع شدن امری در یکی از سه زمان گذشته، حال یا آینده دلالت دارد. 

وجه تمایز فعل از سایر کلمات، شناسه است.

* شناسه: نشانهٔ فعل است و همانند نهاد، شخصِ فعل را معین می‌کند. شناسه را نهاد پیوسته هم می‌گویند. شناسه در فارسی به صورت پسوند در پایان فعل جای می‌گیرد. _َم در خوردَم.

مثال: سیب خوردَم. _َم نشانه‌ی (من) در ابتدای جمله است.

دانش نشانه (نشانه شناسی)

برای شناخت مفعول‌به: چه کس را؟ چه چیز را؟

برای شناخت فاعل(نهاد یا مسند الیه): چه کسی؟ چه چیزی؟

صفت مفعولی

بن ماضی + ه:خورده (شده)

بن ماضی: مصدر - "نون":خوردن - "نون":خورد

صفت فاعلی

بن مضارع + نده:خورنده

بن مضارع:فعل امر - "باء": بخور - "باء":خور

حکومت ج۳

حکومت اسلامی ج۳
دوشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۰۹
برای روشنگری اهمیت و ضرورت بحث نظریه‌ی سیاسی اسلام در باب حکومت اسلامی ما باید نظر کوتاهی در تاریخچه‌ی کشور خودمان و کشورهای اسلامی در عصر اخیر داشته باشیم.

در طول تاریخ غالباً منشأ فتنه‌ها، افراد دنیاپرست، سلطه‌جو، برتری‌طلب و زورگو بوده و هستند.

بعد از جنگ جهانی دوم زورمندان عالم به این نتیجه رسیدند که در جهان دو قطبِ قدرتْ یعنی قطب سرمایه‌داری در غرب (کاپیتالیسم) و قطبِ مارکسیستی و کمونیستی در شرق وجود دارد. ایندو قطب با پیروزی‌هایی که در جنگ به دست آوردند سعی کرده‌اند که قدرت خودشان را بر سایر ملت ها تحمیل بکنند و در مقابل خودشان هیچ‌گونه مجالِ ظهورْ به قدرتِ دیگری که در قبال این‌ها قد علم بکند، ندهند.

از طرفی در طول تاریخ کسانی که در مقابل این فتنه‌جویان و مفسدان قد علم می‌کردند، انبیاء الهی و پیروان انبیاء الهی بودند. آنها دیندارانی بودند که به هیچ قیمت حاضر نمی‌شدند که زیر بار ظلم این ستمگران و زورگویان بروند.

فلذا این زورمداران و قدرت‌های شیطانی، انبیاء و پیروانشان را دشمنان خود می‌خواندند.

بعد از جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۳۹ تا سال ۱۹۴۵ و پس از آنکه کلیسا (که مظهر قدرت دین در اروپا بود) بصورت کلی از صحنه‌ی زندگی اجتماعی مردم مغرب‌زمین خارج شد، دیگر کسی تصور نمی‌کرد که در دنیا در مقابل این قدرت‌ها قدرت دیگری قد علم کند و ایجاد شود تا اینکه آنها در سه دهه‌ی اخیر بل بیشتر بصورت ناباورانه با حرکت شگفتی‌سازی در خاورمیانه و در ایران مواجه شدند.

آنها در ابتدا تصور می‌کردند که حرکتی که در سه یا چهار دهه‌ی اخیر شروع شده است مثل حرکت‌های محدود اسلام‌خواهانه‌های دیگری می‌باشد که گهگاهی در گوشه و کنار کشورهای اسلامی ظهور و بروز پیدا می‌کرد و این‌که به راحتی می توانند آن حرکت را سرکوب بکنند.

ویرایش

فکر می‌کردند با شیوه‌های خاصی که دارند و تجربه‌هایی که در برخورد با حرکت‌های محدود اسلام‌خواهان در برخی از کشورهای اسلامی که هر از چند گاهی بعد از جنگ جهانی دوم ظهور و بروز پیدا می‌کرد خیال می‌کردند که در این راستا تجربه‌هایی را اندوختند و می‌توانند این حرکتی که در ایران شکل گرفته را بطور کلی خنثی کنند ولی هر چه آنها پیشتر رفتند دیدند که این حرکت با سایر حرکت‌ها بسیار بسیار متفاوت است. بالاخره در پرتو نهضت اسلامی ایران، یک قدرتی در این منطقه پدید آمد بدون اتکاء به دو قطب شرق و غرب و بدون استفاده از نیروها و فعالیت‌های شبیه به کودتا و برخوردهای نظامی تند و خشن توانست یک حاکم دست‌نشانده‌ی غرب را به زانو درآورد و در ایران حکومتی اسلامی تشکیل بدهد که نه بر پایه‌ی کمونیسم و نه بر پایه‌ی کاپیتالیسم باشد و نه بر پایه‌ی شوروی و بِلوک شرق و نه بر پایه‌ی امریکا و بلوک غرب باشد.

و این قبیل منتشر و قدرتمندان فاسد و شیطانی خود تانک مبارز که داشتند آب در این‌جا هم جام به فعالیت‌ها و توطئه‌ها دست بزند اما خب همه شما می‌دونید و نیازی نیست که لحظه کوک کنم و تنها شروع این توطئه‌ها خواهند داشت در آغاز کشمکش و داخلی این عمر به راه انداخته‌اند به امید این‌که صمیمی سرکار اومدن دولت کودتا که منافع و تأمین وقوع فراهم نیست اما می‌دانیم که خداوند عظیم و وسیع تر است و اگر شما مطالعه‌ای در تاریخ معاصر انقلاب اسلامی در اوایل حکومت نوپای اسلامی معین و در ده تو قدرت مردوخ از قدرت مردم بسی وسیع‌تر از خون و اکابر خطری برای انقلاب در حقیقت در پی داشته باشه بعد از نقشه‌ها و توطئه‌های گوناگون از جمله حصر اقتصادی و تبلیغات جهانی علیه ایران و جنگ رسانه‌ها و مردم حرکت کردن به این تصور که بتونم دولت اسلامی و به زانو در بیاورند که صد البته در این قسمت موثق‌تر نشدند با توجه به این که دشمنان در ایران موفق نشدند تنها به این امید بستند و آن دقت کنید یک برنامه دراز مدت فرهنگی او در این راستا تلاش بکار گرفته و می‌گیرند سعی می‌کنند که به تدریج عذاب‌های گوناگون که البته عرض کردم در این زمینه تجربه‌های زیادی دارند در داخل کشور نفوذ اینا تمام تلاششان این مرکز جهت نشر افکار و ایده‌های خودشان فراهم بکنند وزن جو تبلیغاتی به قشرهای گوناگون جامعه ما برسند و تدریجاً صمیمی برای خواسته‌های خود فراهم کنند طبیعی است که اثبات این نوع و موارد مشابه به سایر موارد براساس محاسبات درحقیقت صورت می‌گیرد انواع نیروهای داخلی که در داخل کشور فعالیت می کنند تبلیغات ماهواره‌ها و همه این‌ها یک مراکز و مهد است درصدد به زانو درآوردن حکومت نوپای اسلامی هستش که در این سی چهل سال اخیر شکل گرفت اینا چون دیدند انقلاب به سمت میان‌سالی و در می‌ره و آینده‌ام از جهان‌ها و کلاً جوان جوانانی مثل شما که نه اصل و جنایات و ستم‌های اطلاع درستی دارند و زمان‌هایی که طلبه هستند خبر نداره از فردا فداکاری عموم مردم و مبارزین پیش از انقلاب اطلاعات دارند و هکذا بعد از انقلاب و تنها این جوونا که ما می‌بینیم خواسته‌های خود طالب هستند تلقی می‌کنند خواسته‌هایی که گاهی محور مادیات و هوس‌ها تشکیل می دهیم بنابراین این‌ها دشمنان بر این تصور هستند که این قشر عظیم که اکثریت جامعه ما را تشکیل می‌دهند و آینده هم از آن این قشر عظیم خواهد بود نفوذ بکنند و تدریجاً و در طی چند دهه زمینه برای حکومت دست‌نشانده حافظ منافع خودشون هستید فراهم کنند حالا منم مواردی که مطرح می‌کنم امروز در جامعه ما مثلاً فکر کنم اومدنم فندق رفراندوم جمهوری اسلامی ما علمای ما جوانیم ما باید دوباره مثلاً ازین حرفا می‌زدم این فکر کرده‌اند که در این کار باید از کجا شروع کنند او بکنند و چگونه باید در نفوس بکنند و افکار و ایده‌ها و ارزش‌های اونا رو تغییر بدهند تا زمینه رو برای یک آرمان و هدف شومی دارند فراهم بکند دقت کنید عزیزان من میومدن مطالعاتی و در شناسایی و حمایت مردم از حکومت اسلامی و این‌که اون عامل اصلی همه سختی‌ها و گرفتاری‌ها و تورم و داغون باران‌ها و موشک باران و سختی‌های فراوان دست از حمایت از حکومت بر نداره مطالعاتی و در شناسایی این عامل صورت دادند و به این نتیجه رسیدند سی‌دی حمایتی مردم و جوانان ریشه در این انتقال در می‌شدن غیرت خود و در دولت‌ها دولت‌های خواست که در توهین نسبت به مقوله فرهنگ بی‌اهمیت هستند براشون چندان است که متأسفانه برخوردار نیست دین مردم است ما شاهد این هستیم که دین مردم دارد فاسدتر می‌شود گویا کشور ما دارد به یک سمتی می‌رود شبیه آن چیزی که کلیسا در یکشنبهاز دوشنبه دیگه تا شب شنبه این آب و غرق در فساد فساد مالی فساد اخلاقی یک یکشنبه این‌ها میان کلیسا یک خودتون می‌دونید رازونیاز و چه راز و نیاز کشور ما حالا در یک سطح گسترده اما یه شب قتلی اتفاق می افته از او از مردم در اون‌شب حاضر بشن یا یک نمی‌تونم ایام نمی‌دونم بگو با هر دیدی یک اجتماع دینی شکل می‌گیره اما در بقیه حالات در بقیه روزها و در این شب‌ها به خواهش‌ها و هوس‌های خودشون بروند بنابراین اینو به این نتیجه رسیدند این حمایت و اعتقاد و نادار و توجه به این‌که مردم ایران تابع مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند و الگوی خودشون گو درحقیقت از ائمه اطهار و سیدالشهدا و گرفتند و این باور و اعتقاد چه باید برای تحقق آرمان‌های اسلامی از جانشان از شور و از آن بگذرد در دل این‌ها ریشه دارد دشمنان تمام تلاش خود شروع به کار گرفته و می‌گیرد که این اعتقاد رو می‌خوام کاری بکنم که نسل آینده چه بسته‌ای حکومتی نباشد افکاری بودم جواب اینا رو رواج می‌دن که اعتقادی به سبکی حکومتی دینی و کسانی که بنام دین و حکومت می‌کنند زنی است چراکه مردم و جوان‌ها و معتقد هستند که باید حاکم باشد و رشته حقوق را در شناساندن و ناآرامی برج که در راس و ناب ولی جنس سختی قرار داریم و این اعتقاد در دل مردم ایران و جوانان نخست در امکانی برای سرنگون کردن این رسم و براندازی حکومت اسلامی اتاق نخواهد داشت پس این آب رسیدند که باید این اعتقاد از بین بردن او از چه راهی طبعاً افکار دیگه یک روشنفکر که نزدش فراهم بشود. سعی کردند که یک مرکز در میان مراکز فرهنگی و دانشگاهی به وجود بیاورند کسانی و علم کنند بفریبند وفادار کنند که چنین افکاری در چنین افکاری را در جامعه چه کار بکند پخش بکنند تا تدریجاً به واسطه این افکار لااقل در دل‌های مردم و بخصوص نسل جوان پیدا بشه این اعتقاد راسخ نسبت به حکومت اسلامی و ولایت فقیه پوست سفت شدن عقیده نسل جوان به حکومت اسلامی برای او تنها یک چیز ایده‌آلی است که اگه یک سبکی پیدا شد دیگه یه نوجوانی سیزده چهارده به بالا و جوان حاضر نمی‌شه نارنجک به خودش به وسیله تانک حاضر جوان ما به عنوان مدافع حرم و وطن و حکومت ایفای نقش می‌کند به اعتقاد دیگه فلان نه این افرادی که به شهادت می‌رسند در وصیت‌نامه‌ها و اینا نگاه بکنید نه خبر از طراحی و وطن پرستی و از این دین دیانت خدا اسلام پیغمبر چنین حرکت هایی وقتی انجام می‌گیره که جوان ایمان قطعی آخرت و به حساب و کتاب به درستی ۲۲

المسرحية

کان فی یوم من الایام سلطان قال لی بنت و من كذَب لی کذبا لا اصدّقه فانی ازوجها ایاه.

الحاجی‌زاده: یا بلبل لی بنت جمیلة و من كذب لی کذبا لا أصدّقه فانی ازوجوها اياه.

المقیمی: نعم، حسنا، کل عام و انت بخیر. یا عزیزی و سلطانی!

الحاجى‌زاده: فلذا قل لدلدل لیذهب الی المدینه و یُخبر الناس.

المقیمى (وزیر): علی عينى یا سلطان!

المقیمی: یا دلدل! اذهب الی المدینه و اخبر الناس بان الامیر یقول: من کذب کذبا لا اصدقه فانی ازوج بنتی ایاه.

الهاشمى (جارچی): سمعا و طاعة.

الهاشمي: خبر سعيد! خبر سعيد حول بنت الامير! انتبهوا! انتبهوا! "من كذب عند السلطان كذبا كبىرا لا يصدّقه  فان السلطان يزوّج بنته اياه" ..

الناصري:السلام علیک یا سلطانُ المعظم! جئتُ الیک لکی زوّجتَ بنتَك اياي..

الحاجی‌زاده: من ثُم اِبدأ كذبَك و لا تُطِل..

الناصري: كنت حارسا لألف جَمَلٍ و بالفجأة هجم قوم علينا و زعموا اننی عاجز عن الدفاع ولکنهم في ضلال لانني کنت بطلا و قادرا علی الدفاع و لهذا شهرت الحرب علیهم و شهرت سيفي لکی أحرَب معهم. ...

الرجبي (الجندي): الى اين تذهب؟ الى أين؟ ارجع بالهدوء! ولا تتحرك.

الناصري: لا تفعل ذلك. معذرة. اعفُوا عني. أنا آسف جدا. انا مُحرَج.

الرجبي: اسكت. ولا تقل چرتا و پرتا.

المقيمي: الشخص التالی.

الارجمندي: السلام علی السلطان!

الحاجی‌زاده: وعلیک السلام. اهلا و سهلا یا بهلول الهزاری!

الارجمندی: یا سيدي انی لم أُحضِرْ کذبی معی.

الحاجی‌زاده: ماذا؟! ماذا تعنی؟!

الارجمندي: لانّ كذبي کان کبیرا بحیث لا یدخل بابَ المدینة فأُبقِيَهُ خلف الباب.

الحاجي‌زاده:أجل، ماذا نفعل؟!

المقيمي:سيدي! كيف أن نذهبَ إلى باب المدينة لرَدِّ كذبه مع أنّنا في حاجة الى نُزهةٍ و الهَواء الطَلْق.

الحاجي‌زاده: ما مشكل. بل ما رايك في ان يُخَلَّى سبيلُنا؟!

الهاشمی (المنادي): انتبهوا انتبهوا! واذهبوا بجانب! یمُرّ جنابُ الحاکم.

المقیمي: يا سيدي! وصلنا الى باب المدينة.

الحاجي‌زاده:أين كذبك يا بهلول؟!!

الارجمندي: خلف الباب.

الحاجي‌زاده: هیّا نَرَ.

الارجمندي:یا سیدي! بحجم هذا الكيس الكبير أقرضتُ أباک الذَهَب سبعَ مراتٍ. و قرارُ ابيك كان استعادتي الدینّ منك.

الحاجي‌زاده: لا! لا! هذا کذبٌ کذب. انت فقیرٌ بَائِسٌ مِسْكِينٌ مُسْتَكِينٌ مُسْتَجِير.

الارجمندي: ان کان هذا کذبا فزوِّج بنتک ایای والا أستعِد منك الدين.

المقيمي: لا هو يصدق!!

الحاجي زاده: نعم نعم يصدق لا لا لا يصدق بل يكذب.

المقيمي: يكذب؟! فزوج بنتك اياه.

...

الحسين‌پور: بسم الله الرحمن الرحیم 

زَوَّجتُ مُوکِّلَتِی‏‎ ‎‏بگومَ القزویني لمُوَکِّلي بهلول الهزاري عَلَی الصَّداقِ المَعلُوم.

كِل...